چرا عکس‌هایمان را در آنسپلش بگذاریم

به طور مشخص نمی شود گفت که قرار دادن عکس ها در آنسپلش، چه منافعی برای هر عکاس خواهد داشت اما من در صبحت با چند عکاس، به برخی از دلایل شخصی آنها برای این کار پی برده ام که مهم ترین شان را با شما به اشتراک می گذارم. ادای دین برخی از عکاس ها به خوبی می دانند که اگر چیزی به نام جنبش اوپن سورس اتفاق نیوفتاده بود، الان خیلی از اختراعات بشر که نقش بسیار مهمی در زندگی ما دارند، هرگز به وجود نمی آمدند. از کامپیوترهای شخصی و گوشی های هوشمند گرفته تا اینترنت و بسیاری از وبسایت ها. این عکاس ها خودشان و موفقیتشان را مدیون این جنبش می دانند و تلاش می کنند تا دینشان را به آن ادا کنند. یک عکاس با اوپن کردن سورس عکس هایش می تواند به این جنبش بپیوندد. دیده شدن یکی دیگر از دلایلی که باعث می شود عکاس ها عکس هایشان را در آنسپلش بگذارند این است که عکس های زیادی دارند که در هارد دیسک های شخصی آنها خاک می خورند و طبیعتا ترجیح می دهند این عکس ها را به اشتراک بگذارند تا جامعه آنها را ببیند. من خودم هزاران عکس دارم که هر از گاهی در پروژه های طراحی خودم اعم از طراحی وبسایت، کتاب و مجله از آنها استفاده می کنم. در غیر این صورت استفاده ی خاص دیگری برای آنها متصور نیستم و طبیعتا نتیجه اش، پوسیدن عکس ها در گوشه ی پوشه های تو در توی کامپیوترم بود. اما حالا دارم آنها را در آنسپلش به اشتراگ می گذارم و روزانه ده ها هزار نفر از سراسر جهان آنها را می بینند، دانلود می کنند و در کار و زندگیشان استفاده می کنند. شناخته شدن به اشتراک گذاشتن عکس ها در آنسپلش، به عکاسان و کسب و کارهای شخصی و کوچک، فرصت بسیار خوبی برای دیده شدن می دهد. موارد زیادی پیش آمده است که عکاس های فریلنس از طریق آنسپلش به استخدام شرکت ها در آمده اند. چیزی که در آینده قرار است آنسپلش بیشتر به آن بپردازد و راهکارهای بهتری رای برایش فراهم کند. این مورد را می توان از نوع پرسونال برندگینگ به حساب آورد. با این حال توصیه نمی کنم که همه ی دار و ندارتان را در آنسپلش آپلود کنید من به عنوان یک عکاس و طراح به خوبی می دانم که به اشتراک گذاشتن همه ی داشته ها، راه منطقی و پایداری برای کسب و کار و درآمد نیست. بالاخره ممکن است روزی کسی پیدا بشود و در قبال مبلغ هنگفتی پول، عکس های ما را بخرد. با در نظر گرفتن این نکته، می توانیم هر از گاهی برخی از آثارمان را که با معیارهای آنسپلش سازگاری دارند و فکر می کنیم استعداد ترند شدن را دارند، انتخاب کرده و در آنسپلش به اشتراگ بگذاریم. منبع: unsplash.com

2019-10-25T11:51:00+03:305 اکتبر 2018|دسته‌بندی‌: عکاسی, همه مطالب|برچسب‌ها: , , |

۴ دلیل که باعث می شوند نتوانیم عکس های شارپ و واضح بگیریم

گرفتن عکس های شارپ و واضح چیزی است که هر عکاسی تلاش می کند به آن برسد. فرقی نمی کند در چه ژانری از عکاسی فعالیت می کند. در حالی که روی کاغذ کمی ساده به نظر می رسد اما از سر یک پروژه ی عکاسی با عکس های شارپ به خانه برگشتن، آنقدرها هم ساده نیست. به خصوص وقتی که به عکاسی در شرایط خاص و چالش بر انگیز می پردازید. دلایل مختلفی می توانند باعث شوند که عکس هایمان آن طور که می خواهیم، شارپ نشوند اما خبر خوب این است که اکثر آن دلایل، راه حل های ساده ای دارند. در این نوشته من به مهم ترینشان اشاره می کنم و به شما میگویم که چگونه میتوانیم جلوی رخ دادن دوباره ی آنها را بگیریم. ۱. سرعت شاتر خیلی پایین است سرعت شاتر در ۹۹ درصد موارد، عامل اصلی شارپ نبودن عکس هاست. سرعت شاتر پایین باعث می شود عکس ها بلور و ناواضح شوند. خیلی وقت ها در هنگام عکاسی به راحتی فراموش می کنیم که سرعت شاتر را چک کنیم و آن را به حال خودش رها می کنیم. قبول دارم که چیزهای زیادی برای به خاطر سپردن وجود دارند. از ایزو و دیافراگم و ترکیب بندی بگیرید تا نور و اکسپوژر ولیو و حتی سرعت شاتر. اما واقعا جای نگرانی نیست. با کمی صرف زمان و یاد گرفتن بخش های مختلف دوربین و تمرین، می شود جای خوبی را در ذهن به آنها اختصاص داد، طوری که دیگر به این راحتی ها مورد غفلت قرار نگیرند. سرعت شاتر دقیقی که برای هر عکس لازم داریم، بستگی به شرایط عکاسی دارد. یک قاعده ی کلی وجود دارد. این که اگر از سه پایه استفاده نمی کنیم و دوربین را با دست نگه داشته ایم، سرعت شاتر نباید کمتر از ۱ تقسیم بر فاصله ی کانونی لنز باشد. برای مثلا اگر از لنز ۵۰ میلیمتری استفاده می کنیم یا از یک لنز تله استفاده می کنیم که فاصله کانونی آن را روی ۵۰ میلیمتر تنظیم شده است، سرعت شاتر نباید کمتر از ۱/۵۰ ثانیه باشد. یا اگر از یک لنز ۱۳۵ میلیمتری استفاده می کنیم، سرعت شاتر نباید از ۱/۱۳۵ کمتر باشد. این یک قاعده علمی متقن نیست و تنها می تواند به عنوان یک راهنمای حداقلی مورد استفاده قرار بگیرد. برای همین باید به این مسئله عادت کنیم که همیشه بعد از گرفتن عکس، همانجا و داخل دوربین، روی آن زوم کنیم و شارپ بودن یا نبودنش را بررسی کنیم. اگر برای به دست آوردن یک افکت و تصویر خاص، خواستیم سرعت شاتر را پایین بیاوریم تا نوردهی بیشتری داشته باشیم، باید حتما از سه پایه استفاده کنیم. این کمک می کند بتوانیم سرعت شاتر را هر قدر که خواستیم کم کنیم و در عین حال نگران بلور شدن عکس نباشیم. ۲. لنزمان آنقدر که باید، خوب نیست متاسفانه یک تصویر ناواضح و بلور، همیشه حاصل خطاهای انسانی نیست. گاهی دوربین و تجهیزات عکاسی باعث بروز این مشکل هستند. با این که من همواره می شنویم می گویند دوربین، ما را عکاس بهتری نمی کند، [...]

2019-10-25T11:45:53+03:307 سپتامبر 2018|دسته‌بندی‌: عکاسی, همه مطالب|برچسب‌ها: , , , , , |

برای من از مشتریانتان بگوئید

در اغلب موارد که با مشتریانم ملاقات می کنم و مراحل اولیه آشنایی برای شروع همکاری را طی می کنیم، می بینم که آنها علاقه ی زیادی دارند تا در مورد خودشان، شرکتشان و کسب و کارشان صحبت کنند و با ارائه ی توضیحات و فکت هایی سعی در معرفی برند و شرکتشان دارند. این که آنها که هستن و چه می کنند بسیار اهمیت دارد اما معمولا از مشتریانشان کمتر صحبت می کنند. اینکه آنها دقیقا که هستند و چه شخصیتی دارند. چگونه فکر می کنند و علایق و مشکلاتشان چیست. برای همین من به آن ها می گویم لطفا برای من از مشتریانتان بگوئيد. این برای من اهمیت بسیاری دارد و چشم انداز بهتری از آنها و محصولشان و راه پیش رو به من می دهد. در ادامه می خواهم به تشریح مراحل شش گانه یک فرایند استاندارد تجربه کاربری بپردازم. با من همراه باشید.

تست خودآزمایی دانش تجربه کاربری

وبسایت ان ان گروپ (nngroup) با پرسیدن ده سئوال، به شما کمک می کند تا دانش خود را در زمینه طراحی تجربه کاربری بسنجید. این آزمون و سئوالات در سال ۲۰۱۷ طراحی شده اند و در ژانویه ۲۰۱۸ در این وبسایت منتشر شده اند. سئوالات همگی چهار جوابی هستن و بعد از پاسخ به آنها به شما می گوید که در چه سطحی از این دانش قرار دارید.

راهنمای گام به گام ساخت پرسونا

پرسونا (Persona) ابزار ساده ای است که می توانیم از آن کمک بگیریم برای ساخت محصولی که در ذهن ما یک کاربر هدف مشخص (Target User) دارد. پرسونا در واقع نماینده یک کاربر هدف واقعی است که بر اساس دیتاهایی که از پژوهش ها و مصاحبه ها با کاربران واقعی (User Interview) به دست آمده ساخته می شود. به خاطر داشته باشیم که هر پرسونای خوب، بر اساس داده های واقعی و مشخص بنا می شود. اگر چنین داده هایی نداریم، باید ابتدا برویم سراغ جمع آوری داده ها و اطلاعات از کاربران واقعی بالقوه. برای ساخت پرسونا باید اطلاعاتی را از حداقل پنج کاربر جمع آوری کرده باشیم. اطلاعات جمع آوری شده از کاربران مختلف، معمولا نقاط مشترک (Overlap) زیادی با هم دارند. این دقیقا جایی است که باید به دنبال الگوها (Pattern) باشیم.

2019-10-24T01:22:11+03:3028 آگوست 2018|دسته‌بندی‌: تجربه کاربری, همه مطالب|برچسب‌ها: , , , , , |
نمایش مطالب بیشتر